مجله تفریحی پرشین نایس

» بازی Prince of Persia شاهزاده پارسی ایرانیپرشین نایس

سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۵

وقتی هنر راه را نشان می دهد بازی Prince of Persia

دسته بندی : دنیای فناوری تاریخ : یکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۵

وقتی هنر راه را نشان می دهد بازی Prince of Persia

روزی روزگاری وقتی هنر راه را نشان می دهد نقد و بررسی بازی Prince of Persia

prince-of-persia-1

گاهی اوقات شرایطی پیش می آید که ما آدم ها را وادار می کند به مغرور شدن شرایطی که شاید یکسان نباشد و حتی غروری از جنس یکسان را به ما هدیه ندهد. اما قطعاً برای مدتی طولانی در یادمان خواهند ماند. مثل لحظه ای که اولین بیست زندگی‌ مان را گرفتیم. مثل لحظه ای که تیم ملی ایران به جام جهانی صعود کرد و یا لحظه هایی که به هر دلیل باعث شده اند غرور ملی و حس وطن پرستی در شما بیدار شود. باید بگویم که این حس حداقل از طریق رسانه های مختلف، خیلی کم تر از دیگر عرصه ها به ما منتقل شده است. در طول تاریخ یا با فیلم هایی مواجه بوده ایم که فرهنگ، هنر و دین ما را مورد نکوهش قرار داده اند و گاهی هم حتی به تمسخر گرفته اند. فیلم های سینمایی بزرگی که با هدف قرار دادن تاریخ ایران قصد در تخریب غرور ملی ما داشته اند و گاهی هم با نسبت دادن القاب زشت، سعی کرده اند ترس و وحشت از ایرانی ها را در دل مردمان دیگر کشور های جهان بیاندازند. البته با شرایطی که رخ داده و ما در نشان دادن فرهنگ و تاریخمان جا مانده ایم، نمی توانیم انتظار هم داشته باشیم که به قول پدربزرگ هایمان اجنبی ها برای ما فیلم های خوب بسازند. همیشه هر کشور و تمدنی سعی داشته تا از طریق رسانه و توانایی منحصر به فرد آن در کنترل ذهن ها، فرهنگ، علم و هنر خود را برتر و والا تر از دیگر تمدن ها به تصویر بکشد و نمی‌توانیم از این جهت بر کسی خرده بگیریم. اما درست بر خلاف این موضوع، گاهی اوقات مردانی پیدا می شوند که دل به فرهنگ و هنر کشوری دیگر می بندند، آن ها قدم در راهی می گذارند که منجر به درست به تصویر کشیدن آن فرهنگ منحصر به فرد می شود. گاهی مردان و زنانی پیدا می شوند که عاشقانه به فرهنگ و تمدن مردمی دل می بندند که از بدو تاریخ با عزت زیسته اند. باید گفت که علاقه خالق اصلی سری شهزاده پارسی را نمی توان مورد عجیبی دانست. چرا که تمدن ایران و البته قصه های هزار یک شب (که یکی از اصلی ترین منبع ها برای خلق سری شهزاده پارسی بوده) پتانسیل بسیار زیادی برای تبدیل شدن به محصولات رسانه ای از جمله بازی های رایانه ای دارند. شاید یکی از معدود دفعاتی که با دیدن یک بازی رایانه ای دچار غرور ملی شدم، لحظه ای بود که فهمیدم یک بازی رایانه ای بر اساس شهزاده ای پارسی ساخته شده. شهزاده ای که برخلاف خشایارشا در فیلم ۳۰۰، نه با سیمای زنگی به تصویر کشیده شده بود و نه بربری بود که فقط قصد کشتن مردم را داشت. این شاهزاده ساده و دوست داشتنی، مردی قدرتمند بود که برای نجات مردمش هرکاری می کرد.

prince-of-persia-2

شب های عربی، اما با چاشنی ایرانی

بازی شهزاده پارسی از بازی هایی است که همیشه طرفداران مخصوص به خود را داشته، شاید بسیاری از ما با سه گانه معروف شن های زمان با این سریِ دوست داشتنی آشنا شده باشیم و خاطرات اصلی مان را نبرد شهزاده با شن ها و عناصر زمان ساخته باشند. اما آغاز این بازی های دوست داشتنی باز می گردد به سال ۱۹۸۹، زمانی که اولین نسخه از سری با خلاقیت های عجیب و غریب آقای جردن مچنر (Jordan Mechner) منتشر شد. مچنر که از کودکی عاشق قصه های هزار و یک شب بود، به عنوان اولین بازی رایانه ای اش، یک بازی ماجراجویانه در سبک پلتفرمر طراحی کرد که شخصیت و قهرمان اصلی اش، شاهزاده ای بی‌نام، از سرزمین پارس بود. بازی از نظر المان ها و عناصر داستانی اش، جز نام شهزاده پارسی، هیچ ارتباطی با سرزمین پارس و تاریخ ایران زمین نداشت. داستان بازی کاملاً بر اساس عناصر روایی هزار و یک شب و البته انیمیشن علاءالدین دیزنی نوشته شده بود. شهزاده قصه که مردی زندانی بود، برای نجات شاهزاده خانم باید از سیاهچال می گریخت و پس از گذشتن از موانع بسیار به جنگ وزیر جعفر می رفت. می گویند مچنر برای ساخت انیمیشن‌های روان بازی اش که در آن زمان توجه های بسیار را به خودش جلب کرده بود. برادرش را مجبور به انجام تمام حرکات عجیب و غریب شهزاده می کرد و بعد با استفاده از فیلم هایی که از برادرش گرفته بود دست به طراحی بازی می‌زد. درست است که این کار کمی ظالمانه به نظر می رسد اما قطعاً او سعی داشته از داشته هایش به بهترین نحو استفاده کند. (حتی اگر منجر به شکستن دست و پای برادر بیچاره اش می شد.) با گذشت حدود چهار سال از انتشار نسخه اول، در سال ۱۹۹۳ دومین نسخه از سری با نام Prince of Persia 2: The Shadow and the Flame منتشر شد، داستان این نسخه درست ۱۲ ساعت پس از بازی اول آغاز می شد و به شب عروسی شهزاده با شاهدخت برمی‌گشت، جایی که جعفر به کمک نیرو های جادویی اش شهزاده را تبدیل به فقیری بد چره می کرد تا هیچ کس او را نشناسد. جعفر به واسطه همین ترفند خودش را به شکل شهزاده در آورد تا با شاهدخت ازدواج کند. اما شهزاده پارسی ما به راحتی تسلیم نمی‌شد، او از مجلس گریخت و سفری را برای بازگرداندن و نجات شاهدخت از دست جعفر شروع کرد. شماره دوم هم دقیقاً مثل بازی اول موفق ظاهر شد و توانست سازنده ها را برای ساخت نسخه سوم تشویق کند. نسخه سوم در حدود شش سال بعد و در سال ۱۹۹۹ به عنوان یک بازی سه بعدی با نام Prince of Persia 3D منتشر شد. سومین نسخه سری بازی های موفق شهزاده پارسی، چندان به مذاق منتقدان خوش نیامد و به نوعی، حسن ختامی بود بر فعالیت های شرکت کوچک مچنر در زمینه ساخت این بازی ها. اما مچنر کوتاه نیامد و با پیوستن اش به یوبی سافت در سال ۲۰۰۱ تصمیم گرفت تا سری را از نوع ریبوت کند و حاصل این تلاش ها، شهزاده ای پارس تر بود، فقط کمی پارسی تر.

راه را نشان بده

هزاران سال قبل، وقتی هنوز جنگی بین خیر و شر در میان بود. اورمزد (نام دیگری برای اهورا مزدا) و مردمش، اهورا ها، توانستند اهریمن و زیر دست هایش را شکست دهند و درون درختی مقدس زندانی کنند. پس از آن اورمزد، خدای پاکی که از پیروزی مردمانش مطمئن شده بود، از جهان انسان ها رفت. اهورا ها پس از هزاران سال ضعیف تر شده و در آخر سرزمینشان را ترک کردند، زمانی که اهریمن در حال قدرت گرفتن بود و چیزی تا آزادی اش نمانده بود. همانطور که می بینید، برخلاف سری شن های زمان، در این نسخه حداقل با داستانی به شدت ایرانی طرف هستیم، داستانی که با بهره گرفتن از عناصر دین زرشت و اساطیر پارسی، روایتی زیبا و بسیار دلنشین از نبردی باستانی میان خیر و شر می سازد.

prince-of-persia-3

پارسی ترین شهزاده ایرانی …

با وجود انتقاد های فراوانی که به بازی شد و فاصله بسیاری که این نسخه از ریشه های سری گرفته، به نظر بسیاری از منتقدان و البته محقق ها، این نسخه از شهزاده پارسی، پارسی ترین بازی ساخته شده در سری است. وجود داشتن عنصر مهمی مثل زندگی بخشیدن به جای کشتن که در این بازی استفاده شده و احترام بی حد و حصر به طبیعت، یکی از مهم ترین آموزه های فرهنگ و تمدن ایران است. در این بازی ارزشمند فقط با شخصیت هایی رو به رو نمی شویم که فارسی حرف می زنند و خودشان را ایرانی می دانند، این بار به طور دقیق با شخصیت هایی طرف هستیم که خصوصیت هایشان از دل فرهنگ ایرانی بیرون کشیده شده. مرد ولگردی که خرش را گم کرده و برای هیچ کسی ارزش قائل نیست، اما همین که سرزمینش را در خطر اهریمن می بیند، به سفری خطرناک می رود تا ناجی کشورش باشد. با الیکایی طرف هستیم که یکی از بهترین کرکتر های مونث در دل بازی های رایانه ای است، زنی قدرتمند که با وجود همه بدی های پدرش هنوز به او احترام می گذارد و هیچ وقت وظیفه خطیرش را فراموش نمی کند، دختری فداکار و قوی که نمادی از یک زن ایرانیست و در آخر شاهی که برای کارهای بدش هم دلایلی قابل قبول دارد. داستان بازی پر شده از عناصر مربوط به فرهنگ ایرانی، اما علت اصلی خوب بودن آن قطعاً پیچش های به موقع و گره های زیبای داستانی است. از سوی دیگر گیم پلی بازی آنقدر بی نقص ظاهر می شود که یک تجربه عالی و البته تکرار نشدنی را رقم می زند، گیم پلی ای که به علت عدم وجود چالش و برخی کم کاری ها در کنار شاهکار ها جای نگرفت. این بازی، جدا از برانگیختن غرور ملی، حسی رضایت بخش را یادمان می آورد، حسی شبیه خاطرات گم شده بازی های قدیمی.


بستن تبليغات X