مجله تفریحی پرشین نایس

» بازی سریع و خشن 2پرشین نایس

سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۵

بازی Shadow Warrior 2 سریع خشن Old school

دسته بندی : اخبار ، تفریحی ، دنیای فناوری ، سرگرمی تاریخ : شنبه ۸ آبان ۱۳۹۵

بازی Shadow Warrior 2 سریع خشن Old school

نقد و بررسی بازی Shadow Warrior 2 سریع خشن Old school

shadow-warrior-2-review

درباره آثار رسانه های حوزه بازی و سرگرمی که با نقاطی دور از ذهن تولید می شوند حرف بسیار است. برخی این فضاهای غریب را فقط وسیله ای برای فریب عوام می دانند و بعضی هم معتقد اند که این طراحی های خاص برآیند ذهنی خلاق و البته متفاوت است و باید به محتویاتش احترام گذاشت. اگر بنا به نظر شخصی باشد، باید بگویم که هر دو این نظر ها در مواقع متفاوتی درست هستند، گاهی اوقات با فضاهای غریبی در بازی های رایانه ای رو به رو می شویم که نه تنها خوش ساخت نیستند، بلکه به شدت هم غیرقابل درک و لمس از آب در آمده اند. اما در نقطه مقابل؛ گاهی اوقات به بازی هایی برخورد می کنیم که با وجود موج زدن یک نوع خاص از ناآشنایی در محیط‌شان، همچنان فضا و تمی قابل درک و البته غریب ارائه می دهند که می توانند تا ساعت ها ذهنمان را درون وسعت بسیارشان غرق کنند. یکی از بهترین مثال ها برای این فضاسازی ها غریب و عجیب شاید سری فال اوت و یا سری بازی های بی نظیر بایوشاک باشند. گذشته از این موضوع اما، گاهی ما در دنیایی قرار می گیریم که جدا از نا آشنایی، از هیچ کدام از قوانینی که بر روی زمین می شناسیم پیروی نمی کند، دنیایی به حد دیوانه که همه وجودتان را به سمت جنون می کشاند و با صدای بلند فریاد می زند: دیوانه شو

shadow-warrior-2-review-shot-23-768x432

 

ابتدا باید برای خلق موفقیت آمیز چنین فضای پر جنب و جوشی به سازنده های یک بازی تبریک گفت. چرا که در ابتدای امر آن ها ایده های ذهنی ای ناب و درجه یک داشته اند. ایده هایی که شاید حتی به ذهن هیچ کدام از ما خطور هم نکند. آن قدر عجیب و ناهماهنگ که در نظر اول قطعا غیرممکن به نظر برسد. در قدم دوم اما این سازنده های خلاق، توانسته اند فضاهای بیمار گونه ذهنی خودشان را در چارچوبی تعریف شده و محدود، با حالتی بسیار باورپذیر و قابل درک، تبدیل به بازی کنند. اینکه چطور ایده های ناب و البته به مراتب بیمارگونه و مریض، راهشان را به دنیای مقابل چشم هایمان باز کرده اند و چطور مفاهیمی به شدت انتزاعی، به لطف دست هایی توانا، در مقابل ما زنده شده اند. سوال بزرگی است که شاید پاسخ دادن به آن از حوصله این متن فراتر برود. اما باید توجه داشته باشیم که همه ما، گاهی با ایده هایی نو و جدید مواجه می شویم. با موضوعاتی که خیلی وقت ها برای مدتی طولانی ذهنمان را مشغول می کنند. اما آیا همه ما موفق می شویم این ایده ها را به مرحله زندگی برسانیم؟ منظور من فقط در بازی های رایانه ای نیست، ایده ها می توانند در قالب های بسیار متعددی جای بگیرند؛ از کتاب ها و کامیک بوک ها گرفته تا موسیقی و فیلم های سینمایی و یا حتی یک نقاشی. نکته اصلی در مورد ایده های ناب، رساندن آن ها به مرحله ظهور است. رساندن آن ها به جایی که با چشم های انسان دیگری جز ما ارتباط برقرار کنند و ذهنش را به گونه ای تسخیر سازند که خیره باقی بماند. شاید باید گفت که زنده کردن یک ایده ناب، به مراتب سخت تر و دشوار تر از ساخت آن است و زحمت و استعداد بیشتری را طلب می کند. به عنوان مثال، کافی است به بازی های چند وقت اخیر نگاه کنیم، همه ما می دانیم که بازی آسمان هیچ کس (No man’s Sky)، با آن همه سر و صدا چه سرانجامی داشته، بازی ای که با یک ایده ناب، جدید و البته به شدت هیجان انگیز معرفی شد. اما عدم اجرای درست و ناتوانی سازنده در زنده کردن این ایده، پاشنه آشیلی شد که به راحتی هدف تیرهای منتقدان قرار گرفت و تمام. مرگ یک استعداد ناب را رقم زد. در نقطه مقابل هم می شود مثال های بسیاری زد، یکی از بهترین مثال ها برای این فضاهای مریض و عجیب که باعث میخکوب شدن بازی‌باز ها شده بود، بازی خوش ساخت و پرداخت شده ای بود که با همکاری گو ایچی سودا (سودا ۵۱) و میکامی ساخته شده. Shadows of the Damned عنوانی با فضاسازی به شدت بیمار گونه و ایده های عجیب و غریب که به علت پرداخت درست، تبدیل به یک بازی ماندگار شد. بازگشتی با شکوه، اما دیوانه وار حالا و پس از گذشت حدود ۳ سال از عرضه اولین نسخه از Shadow Warrior، این عنوان ناب و سنتی که در واقع یک ریبوت محسوب می شود، باز هم برگشته. نمی توان گفت که ایده های اساسی و سنگ بنای این اثر به طور کلی نو و جدید است، اما باید به سازنده هایی تبریک گفت که توانسته اند سنت ها و بازی های کلاسیک را در نسل جدید بازی های رایانه ای به نوعی پرداخت کنند که نه تنها قابل تحمل باشد، بلکه به شدت هم جالب و سرگرم کننده به نظر برسد. این سازنده های خوش ذوق در استدیو Flying Wild Hog با گسترش دادن نمونه اولیه گیم پلی که در عنوان قبلی از آن بهره برده بودند، بازی ای بسازند که به مراتب از نسخه قبلی اش سرگرم کننده تر و البته جالب تر است. این بازی عجیب و مریض که در مقایسه با بازی های حال مثل یک وصله ناجور ، روی کت و شلوار های شیک به نظر می رسد در سبک شوتر اول شخص ساخته شده، اما تا لحظه‌ای که با هویت اصلی‌اش مواجه نشوید، متوجه نخواهید شد که چقدر با عناوین روز متفاوت است، این بازی با ایده ای قدیمی و تاریخ مصرف گذشته، به عرصه بازی های نوین و جدید بر می‌گردد که سعی دارند هر روز با گسترش دادن بخش های چند نفره، سرور های بزرگ تر و داستان های چند لایه تر نظر منتقدان را جلب کنند. اما همین ایده قدیمی و از مد افتاده، عنصری شاید جادویی را در بطنش پنهان کرده که سازنده های ندای وظیفه و میدان نبرد به راحتی آن را از یاد برده اند. سرگرمی و سرگرمی محض. این تفاوت شاید در هدف اصلی چندان به چشم نیاید چرا که بازی های رایانه ای در قدم اول با هدف سرگرم کردم اقشار مختلف جامعه ساخته شده اند. اما باید بپذیریم که این هدف والا در پس کیفیت بافت ها و رزولوشن تصاویر و البته، بزرگی نقشه ها گم شده اند. نقشه هایی که شاید در این روز ها فقط بزرگ باشند و بدون هیچ گونه عمقی.

shadow-warrior-mrs-conservative-1-100687526-orig-768x432

Shadow Warrior 2 یک بازی ساده اما در عین حال پچیده ای است که با قرار دادن همه عناصر مورد نیاز یک بازی رایانه ای آن هم در سطح قابل قبول در کنار یک گیم پلی سنتی و البته خوش دست، تبدیل به بازی ای شود که هدف اصلی خودش را از یاد نبرده و آن هم سرگرمی است. به شخصه در بازی های رایانه ای بیش تر از هر چیزی به داستان ها و وقایعی که در طول یک اثر رخ می دهند توجه می‌کنم و برای قضاوت در مورد یک بازی، قطعا داستان آن برایم بیشتر از هر بخش دیگر دارای اهمیت است. اما این بازی عجیب و مریض به طور کامل از موضوع پرت شده، چرا که عنصر داستانی موضوعی است که در بازی از کمترین اهمیت برخوردار است اما هنوز هم بد نیست. در مورد داستان بازی واقعا باید گفت که بد نیست. درست است که شخصیت ها شبیه به یک سری عروسک خیمه شب بازی هستند که دیالوگ می گویند و این موضوع قطعاً به پیکره بازی صدمه وارد کرده، اما هنوز هم هدف این بازی در قدم اول ارائه یک گیم‌پلی سرگرم کننده در بستر یک داستان قابل قبول است. باز هم مثل شماره قبلی یک بهانه بی‌خود و بی جهت جور می شود تا مزدور پرچانه و حراف داستان، یعنی لو وانگ (Lo Wang) وارد یک ماجراجویی عجیب و بی اساس شود و دست بزند به کشتار، آن هم چه کشتاری! ظاهرا این بار به وانگ پول داده اند که در دنیای برهم ریخته و پر از هرج و مرج بازی برود و یک دختر با نام کامیکو (Kamiko) را نجات دهد. وانگ هم می‌رود، مگر چه چیزی بیشتر از پول برایش مهم است؟ اما از آن جایی که قرار نیست همه چیز خوب پیش برود، بر اثر یک اتفاق عجیب روح کامیکو دقیقا توی سر وانگ گیر می‌کند، اینجاست که دختر بخت برگشته تازه می‌فهمد با چه جانوری طرف است. یک ضد قهرمان عجیب و دیوانه که مدام حرف می زند و جوک های بی مزه می گوید، در استفاده از همه سلاح ها حرفه ای شده و خیلی هم بد دهن است ( من که یاد یک ابرضد قهرمان افتادم با لباس قرمز، شما را نمی دانم! راستی چشم هایش هم سیاه بود، اسپایدرمن هم نبود!) باید گفت که همین داستان آبکی، آنقدر ها هم که انتظار می رود بد روایت نمی شود و می تواند برای یک بازی با استاندارد های Shadow Warrior 2 کاملا کافی باشد. چرا که همانطور که قبلا اشاره کردم، این بازی برای انجام دادن رسالتی با نام سرگرمی ساخته شده و دیگر هیچ، نه قرار است شما را به فکر فرو ببرد و مفاهیم ضد جنگ یادتان دهد و نه از آرمان شهر ها حرف بزند. این بازی یک سرگرمی محض است، همین و بس! در بخش داستانی چیز زیادی نصیبتان نمی شود، اما باید بگویم حتی برای آدم های سخت گیری مثل من که داستان برایشان در اولویت قرار دارد، این بازی یک استثناء خوب است، یک مورد منحصر به فرد که توانسته به خوبی با موارد دیگرش حواسم را از داستان پرت کند و سرگرمم کند، کاری که خیلی از بازی ها در انجام دادنش، مخصوصاً در این روزهای مربوط به نسل هشتم، عاجز مانده اند. بشکاف، برو جلو، این زندگی بهت میگه بدو بدو ! در طول دوران بازیباز بودنم، وقت های بسیاری پیش آمده که آرزو می‌کردم یک کاتانا داشته باشم، و البته این کاتانا همانند نسخه واقعی‌اش همه چیز را بشکافد، باید بگویم انگار سازنده های Shadow Warrior 2 به آرزو‌هایم مثل یک غول چراغ جادوی آبی رنگ، دقیقا شبیه همانی که به داد علاءالدین رسید، پاسخ داده اند. در بازی به معنای واقعی کلمه هیچ بنی بشری جلودارتان نیست، و شما آن قدر می کشید و می کشید و می کشد که فرصت نفس کشیدن هم ندارید و این یعنی غنی بودن گیم پلی در حد نهایی! سرعت بازی به شدت زیاد است و وانگ هم بنا به همین سرعت می تواند خیبی سریع واکنش نشان دهد، راستی وقتی سرعت بازی را دیدم ترسیدم مثل آیزاک کرارک عزیز و کُند باشیم در مقابل یک عده دشمن سریع ( اصلا هم به فضای مرده ۳ ایراد نمی گیرم، مشکل از زاویه دید خودتان است). اما وانگ و در واقع مکانیک های حرکتی او به قدری عالی و روان ساخته شده اند که ذوق می کنید. می توانید جا خالی دهید، با سرعت زیاد یورش ببرید و حتی به سبک کریتوس و رفقا پرش های دوگانه بزنید، آن هم با یک دوربین اول شخص که واقعاً بهینه است. در واقع در وصف این توانایی های حرکتی وانگ پر چانه باید گفت که دقیقا شبیه همان ضد قهرمان قرمز پوش، آرام و قرار ندارد و شما را هم وا می دارد که جنب و جوش کنید. در گیم پلی سرعتی و بی‌وقفه بازی فرصت سر خاراندن هم ندارید، آنقدر از چپ و راست، بالا پایین و هر جهت دیگری که تصور کنید دشمن روی سرتان می‌ریزد که بعد از مدتی خودتان را روی کوهی از اجساد می‌بینید. البته جسد هایی که معمولا به لطف سلاح های وانگ قابل تشخیص هم نیستند.


بستن تبليغات X